آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

210

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

شهر مونيخ پايتخت آن كشور رفته و سپس راه ايتاليا را پيش گرفته و در شهر مانتوا از شهرهاى شمال كشور ايتاليا اقامت گزيدند و چون شاه عباس نامه‌اى هم به دوك ونيز نوشته بود لذا شرلى و حسينعلى بيگ ناگزير بودند كه براى رسانيدن نامه شاه به آن شهر نيز بروند . ولى دولت جمهورى ونيز همين‌كه از قصد ايشان آگاه شد پيغام فرستاد كه چون از دربار سلطان عثمانى سفيرى بدان شهر آمده است و دو دولت در كار مصالحه‌اند از پذيرفتن سفيران ايران معذور است . پس شرلى و همراهان ناگزير عازم رم شدند . در رم مجددا ميان شرلى و حسينعلى بيگ اختلافى پديد آمد و به همين سبب پاپ آن دو را يكايك و جداگانه به حضور پذيرفت . آنتونى شرلى تا ماه محرم سال 1010 ق . ( 1601 ميلادى ) در رم بود ، ولى در اين تاريخ از حسينعلى بيگ سفير شاه عباس جدا شد و از رم به‌طور پنهانى با دو تن از كسان خويش به ونيز رفت و نزديك به سه سال در اين شهر ماند و چون هنگام اقامت خود در پراگ مذهب رسمى انگلستان را ترك گفته نسبت به مذهب كاتوليك درآمده بود و اليزابت اول ملكه انگلستان نسبت به او خشمگين گشته و او را از حمايت خويش و حق ورود به انگلستان محروم ساخته بود در سال 1104 ق ( 1605 ميلادى ) مجددا به شهر پراگ رفت و از جانب رودلف دوم امپراطور آلمان به‌عنوان سفير مأمور مراكش گشت و در پايان اين سفارت به ليسبون پايتخت پرتغال رفت . مقارن همين زمان فيليپ سوم پادشاه اسپانيا مىخواست يك نفر كشيش را براى بار دوم به سفارت نزد شاه عباس بفرستند و براى اينكه با خبر اقدام نظامى تازه‌اى برضد سلطان عثمانى ، شاه عباس را كه هميشه از سستى و بىطرفى متحدان اروپايى خويش گله‌مند بود